|
قسم بر عاشقان دل شكسته
به امید همه درهای بسته قسم بر سبزی فصل بهارت به امید نگاه سبزوارش + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 16:30 توسط ایمان |
تو می آیی، یقین دارم که می آیی.زمانی که مرا در بستر سردی میان خاک + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 16:28 توسط ایمان |
شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم . مرا تنها گذار ای چشم تب دار سرگردان ! مرا با رنج بودن تنها گذار . مگذار خواب وجودم را پرپر کنم . مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم و به دامن بی تارو پود رویاها بیاویزم . سپیدی های فریب روی ستون های بی سایه رجز می خوانند . طلسم شکسته خوابم را بنگر بیهوده به زنجیر مروارید چشمم آویخته . او را بگو تپش جهنمی مست ! او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام . نوشیده ام که پیوسته بی آرامم . جهنم سر گردان ! مرا تنها گذار . + نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387 10:45 توسط ایمان |
ای پرنده ی مهاجر به کجا میری عزیزم روی شاخه های دوری وقتی خورشیدی نباشه میگذره روزای عمرت تا بخوای برگردی خونه واسه ما فرقی نداره دل خوشیم به این که شاید آخرش یه روزی هجرت تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 10:35 توسط ایمان |
دست از سر ما بردار ، کنار تو نمي مونم + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 10:33 توسط ایمان |
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت ای داد دوباره کار دل مشکل شد + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 10:32 توسط ایمان |
عشق نمیپرسه که تو کی هستی؟ ........فقط میگه که تو مال من هستی عشق نمیپرسه که اهل کجایی؟...........فقط میگه که تو قلب من هستی عشق نمیپرسه که تو چیکار میکنی؟.......فقط میگه باعث بشی قلبم به ضربان بیافته عشق نمیپرسه چرا دور هستی؟..........فقط میگه همیشه با من هستی عشق نمیپرسه که دوستم داری؟...........فقط میگه عاشقانه دوستت دارم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 15:42 توسط ایمان |
عشق نمیپرسه که تو کی هستی؟ ........فقط میگه که تو مال من هستی عشق نمیپرسه که اهل کجایی؟...........فقط میگه که تو قلب من هستی عشق نمیپرسه که تو چیکار میکنی؟.......فقط میگه باعث بشی قلبم به ضربان بیافته عشق نمیپرسه چرا دور هستی؟..........فقط میگه همیشه با من هستی عشق نمیپرسه که دوستم داری؟...........فقط میگه عاشقانه دوستت دارم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 15:35 توسط ایمان |
بهم میگن ساده نباس دوست نداره / میگن دست تو دست غریبها میزاره بهم میگن که تو منو بازیچه کردی/ میگه یه روز میری بر نمی گردی نمیدونند عشق منی/ غرور منو نمی شکنی / آسمون زمین بیاد / بدون فقط مال منی بگو تو هم دوسم داری/ مرحم رو زخمهام میزاری / نذار از دوریت بمیرم / نگو تنهام میزاری نگو که سردی با همه / دوستم داری یه عالمه / نذار بگم بازیچهم / بذار بگم دوستم داری نذار که عشق منو تو / رنگ جدایی بگیره / نمیزارم یه بی وفا / عشق منو از من بگیره + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 15:5 توسط ایمان |
نمی دونی تو عاشق نبودی چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهونه قصه گفتن چه عاشقانه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون مثل من بی تو نشستم زیر بارون زمستون زمستون برای تو قشنگه از پشت شیشه بهار زمستون ها برای تو همیشه تو مثل من زمستونی نداری که باشه لحظه ی چشم انتظاری گلدون خالی ندیدی که نشسته زیر بارون گل های کاغذی داره تو گلدون تو که عاشق نبودی ببینی چه تلخه روز جدایی چه سخته .... چه سخته ..... بشینم بی تو با چشمای گریون
تنهایی دیگه این تنهایی برای من یه عادته زخم خوردن از زبونت واسه من چه راحته دیگه مثل اون قدیما با تو هم بازی نمیشم هر چی بردی یا که باختم واسه من عدالته دیگه توی چشمای تو یا به اون عکسا زل نمی زنم اگر چه این واسم هدایته دیگه تو موج چشمات یا که اون خرمن موهات مست و دیوونه نمیشم گرچه اون هم برا من عبادته + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 15:2 توسط ایمان |
|
| ||||||